postvivi
همچنین: supervivi, transvivi
(1) پس از درگذشت کسی بزندگی خود ادامه به [که ذکر میشود] دادن (2) پس از رویدادی زندگی ادامه دادن، جان بدر بردن (3) باقی بودن در خاطره ها باقی ماندن [مج] پس از... یا
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
همچنین: supervivi, transvivi
(1) پس از درگذشت کسی بزندگی خود ادامه به [که ذکر میشود] دادن (2) پس از رویدادی زندگی ادامه دادن، جان بدر بردن (3) باقی بودن در خاطره ها باقی ماندن [مج] پس از... یا
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵