stari
(1) ایستادن، سرپا ایستادن (2) سرپا ماندن، پابرجا ماندن، پایدار ماندن، یا ثابت ماندن (4) قرار داشتن، در جایی بودن یا قرار داشتن (5) در وضعی بودن، در حالتی مقامی یا شرایطی خاص قرار داشتن، واقع بودن
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
(1) ایستادن، سرپا ایستادن (2) سرپا ماندن، پابرجا ماندن، پایدار ماندن، یا ثابت ماندن (4) قرار داشتن، در جایی بودن یا قرار داشتن (5) در وضعی بودن، در حالتی مقامی یا شرایطی خاص قرار داشتن، واقع بودن
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵