ŝpini
(1) ریسیدن، رشتن، ریستن، تنیدن، تابیدن، نخریسی کردن، پشمریسی کردن [مثل الیاف ابریشم] (2) ماده کلوئیدی در ذهن پروردن [مج] ترشح کردن (3)
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
(1) ریسیدن، رشتن، ریستن، تنیدن، تابیدن، نخریسی کردن، پشمریسی کردن [مثل الیاف ابریشم] (2) ماده کلوئیدی در ذهن پروردن [مج] ترشح کردن (3)
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵