tero
(1) زمین (2) خاک، خاک زراعی، تراب (3) تربت (4) خشکی (در برابر دریا یا آب) (5) خاک، یکی از عناصر اربعه بنظر قدما (6) ماده خاک (7) نام برخی اکسید فلزات (8) اتصال زمین (9) محدوده کم و بیش وسیع خاکی (01) دنیای زمینی بشکل مسطح و دارای کرانهها (11) کره مسکون ارض …
حوزهها: زمینشناسی، شیمی، مکانیک
معنی کامل: (1) زمین (2) خاک، خاک زراعی، تراب (3) تربت (4) خشکی (در برابر دریا یا آب) (5) خاک، یکی از عناصر اربعه بنظر قدما (6) ماده خاک (7) نام برخی اکسید فلزات (8) اتصال زمین (9) محدوده کم و بیش وسیع خاکی (01) دنیای زمینی بشکل مسطح و دارای کرانهها (11) کره مسکون ارض (21) ساکنان زمین سیاره [با حرف بزرگ اول] زمین (31) منظومه شمسی
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
