tiri
با تلاش [بدون تغییر مکان خود] I بطرفی کشاندن [مج] بطرف خود کشیدن (2) بیرون کشیدن، [از ظرفی] جلب کردن (3) کشیدن (مثل قرعه کشیدن)، کشیدن (مثل نتیجه حاصل [مج] روغن کشیدن از دانه) (4) کردن (5) بخود کشیدن، بداخل مکیدن (6) امتداد یا کش دادن، کشیدهتر کردن …
معنی کامل: با تلاش [بدون تغییر مکان خود] I بطرفی کشاندن [مج] بطرف خود کشیدن (2) بیرون کشیدن، [از ظرفی] جلب کردن (3) کشیدن (مثل قرعه کشیدن)، کشیدن (مثل نتیجه حاصل [مج] روغن کشیدن از دانه) (4) کردن (5) بخود کشیدن، بداخل مکیدن (6) امتداد یا کش دادن، کشیدهتر کردن (7) [مج] کشیدن (مثل خط کشیدن) (8) با خود کشیدن، [با تغییر دادن مکان خود] II [مج] با خود کشاندن، پشت سر خود کشیدن (9) بدنبال [مج] بدون وقفه بطرفی کشاندن (01) آوردن، نتیجه ببار آوردن
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
