vidigilo
مونیتور، مراقبهکننده دستگاه یا هر سیستم دیگر که حالات یا پدیدههای معینی را با در] آن میتوان دائماً تحت کنترل داشت (1) مبصر، ارشد کلاس (2) نام قدیمی [کلاس درس» (3) ناو سبک توپدار مورداستفادهvarano «در سواحل کمعمق و رودخانهها …
هممعنی با: monitoro
معنی کامل: مونیتور، مراقبهکننده دستگاه یا هر سیستم دیگر که حالات یا پدیدههای معینی را با در] آن میتوان دائماً تحت کنترل داشت (1) مبصر، ارشد کلاس (2) نام قدیمی [کلاس درس» (3) ناو سبک توپدار مورداستفادهvarano «در سواحل کمعمق و رودخانهها (4) دستگاه کنترل مونیتور یا [ارتباطات و رادیولژی] نمایشگر صفحه نشاندهنده اطلاعات در کامپیوتر
آخرین بهروزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۵
