واحد یا آحاد، آحاد برخه (1) (2) شمار، عدد، رقم، تعداد (3) شکل تصریف شده کلمه و نشاندهنده اینکه مربوط به یک یا چند نفر یا یک یا چند مورد میباشد(singularo , dualo , pluralo)
(1) چیز محسوس، هر چیز محسوس از نظر حواس پنجگانه، چیز، شیء، در ایناستaĵo و objektoاسباب ( فرق بین که اولی به ظاهر تأکید دارد و دومی به تشکل درونی آن) (2) هر چیز صوری، نظری، محسوس ذهنی، تجسم ذهنی، مورد، نقطه توجه، چیز مورد نظر، منظور، مقصود، مراد، هدف …
(1) کامل، تمام عیار، درست و بینقص (2) دارای تمامی خصوصیات لازم (3) معرف [اعم از خوب یا بد] در نوع خود زمان فعل که بیانگر اتمام عمل با اشاره فعل معین میباشد، ماضی کامل
(1) شخص، نفر، کس، نفس (2) شخصیت یا شخص حقوقی (3) Y بازیگر نمایشنامه یا شخصیتداستانی (4) هریک از اقانیم یا مقامات خداوند (5) هر یک از اشکال تصریفی یا ضمیری (اول شخص، دوم شخص، سوم شخص)
(1) پایان التهاب بدون چرکی شدن (2) ضعیف یا برطرف شدن انقباض [در اختناق- فلج- بیهوشی و غیره] عضلانی (3) جانشینی یک نیروی معادل با چند نیروی متفرق (4) جانشینی دو هجای کوتاه بجای یک هجای بلند