(1) مورد تجدید نظر قرار دادن در رأی دادگاه دیگر تجدید نظر کردن (2) متن نمونه چاپی را مرور و تصحیح کردن (3) ماشین را بازدید - مرمت وتنظیم کردن (4) مناسب وضع و شرایط جدید کردن، حک و اصلاح کردن، جرح و تعدیل کردن
(1) پسمانده اثر فعل و انفعال اسید و غیره، رسوب، دُرد، تهنشین زاید (2) باقیمانده ماترک پس از کسر دیون- مالیات و باقیمانده نامشخص و روشنانجام وصایا (3) نشده محاسباتی
فرمان تزار [در روسیه تزاری] (1) (2) فرمان پرزیدیوم یا هیئت رئیسه اجرایی دولت در شوروی سابق و کشورهای با سیستم هرگونه فرمان [مج] سازمانی مشابه (3) مستبدانه