(1) پاره کردن، دریدن، شکافتن، جر دادن (2) بزور کشیدن و جدا کردن یا مثل کشیدن دندان یا شکستن شاخه] شکستن مثل چیدن گل یا] (3) چیدن یا کندن [درخت موجب درد جانکاه [مج] (4) [کندن ساقه سخت بدرد آوردن دل از جا کندنشدن،
(1) شیره، عصاره یا عصیر بدست آمده از بافتهای حیوانی یا گیاهی، افشره (2) جوهر یا روح مطلب (3) بنزین یا [مج] [مج] برق که دستگاه را بکار میاندازد (4) برگزیده، خلاصه، افشره، چکیده