(1) از حالت بخار بحالت جامد یا مایع درآوردن (2) متراکم بار [خازن] [ق.ا] کردن، چگالیدن (3) [درمورد عدسی] الکتریکی را جمع کردن (4) متکاثف کردن (5) مختصر و مفید کردن
(1) به کیش دیگر سوق دادن به حزب مسلک یا عقیده دیگر سوق [مج] (2) دادن (3) تغییر شکل یا کیفیت دادن قرضه را با پول قرضه جدید و با ربح (4) کمتر مستهلک کردن