(1) مفصل زانو، زانو (2) زانو بعنوان توانایی و پایداری شخص (3) زانوی شخص سرپا ایستاده کنایه از عدم وابستگی او (4) زانو یا زانوان بعنوان بستر پرورش و مواظبت و غمخواری (5) مفصل، لوله زانویی و مشابه
(1) باردار آبستن کردن را با املاح فلزات رنگ کردن [نسوج] (2) بافتها بخصوص] (3) با ماده پوششی اشباع کردن (4) با خوراندن ماده مخصوص [چوب را آماده کردن [و غیره را پارچه]