برپایی، برخاستگی، بپا خاستگی، بالا آمدگی، رفعت، آغاز ناگهانی، طلوع، بلند شدگی، بالا رفتگی، بالاآمدگی در افق یا انظار فاصله بین دو انتهای پیستون و سوپاپ
بازی کردن، در حال بازی(ntr) (1) خود را با دیگران سرگرم کردن، (ntr) بودن (2) با] بازی کردن، [با چیزی مثل عروسک] بازی ورزشی کردن، (tr)بازی کردن (3) [کلمات آلت] (tr) کردن (4) [مسابقهای] بازی در] (tr) نواختن (5) [آهنگی] نواختن، [موسیقی(ntr) نقش اجرا کردن …
(1) نقاب، برقع، روبنده، صورتک (2) ماسک، روپوش محافظ صورت (3) لایهای از قالب گچی یا مومی صورت اشخاص (4) پوشش طبیعی یا مصنوعی برای استتار تظاهر با پوشش فریبکارانه (6) برگ [مج] (5) حاجب نور در عکاسی (7) کاغذ سوراخدار که وقتی روی نوشتهای قرار گیرد فقط کلمات مورد نظر را میتوان خواند
مونیتور، مراقبهکننده دستگاه یا هر سیستم دیگر که حالات یا پدیدههای معینی را با در] آن میتوان دائماً تحت کنترل داشت (1) مبصر، ارشد کلاس (2) نام قدیمی [کلاس درس» (3) ناو سبک توپدار مورداستفادهvarano «در سواحل کمعمق و رودخانهها …
مرده، mortinta (1) مربوط به مرگ (2) موات (3) مرگآور، کشنده (4) مردنی مانند مرگ، درخور مرگ (6) [مج] (5) بیاثر، فاقد اثر (مثل قسمت بیحرکت ماشین یا نقطه پایانی قطعه متحرک)
در مورد حرکت] (1) نقطه مرگ یا [قطعات گردنده یا متحرک ماشین بی اثر (2) منطقهای که دریافت امواج بعلت وجود موانع طبیعی یا ساختمان و غیره بآسانی امکانپذیر نیست
(1) حرکت یا جنبشی دارای مداومت و تکرار، جنب و جوش (2) نهضت، جنبش، تحرک تمامی اقدامات یک سازمان برای [مج] (3) رسیدن به هدف (4) جابجایی جسم در فضا (5) حرکت یا جابجا شدن نفرات
(1) اختلال جسمی ناشی از بینظمی در کار یک عضو (2) بینظمی یا درست کار نکردن ماشین دستگاه جریان برق وغیره (3) قطع جریان منظم یک پدیده فیزیکی (4) اختلال در امواج رادیویی، آشفتگی، برهم خوردگی