(1) شعاع، پرتو (2) شعاع دایره یا (3) اشعه تابشی(Radiuso) کره، پرتوه (5) هر خط مستقیم از محیطspoko (4) پرتو، بارقه، [مج] دایره منتهی به محور (6) روشنی، نور شادی- امید و غیره
(1) ذخیره، حفظ، شرط یا حد تصریح شده (2) قوای ذخیره (3) هرگونه سطح پوشیده شده موقت با عایق و غیره در مقابل اثرات رنگها اسید و غیره، رویه چرب در حکاکی] خود نگیرد یا اسید در آن نفوذ نکند (4) قسمتی از جنگل که درختان آن [و غیره بریده نشده
(1) سیاست جداسازی یا تفکیک مردم از یکدیگر بر اساس تفاوت قومی- نژادی- مذهبی و غیره با اسکان در مناطق جدا گانه و غیره، سیاست تفرق، افتراق، جدایی گزینی (2) جدا شدن ناقص ذرات آلیاژ یا فلز ترکیبی در حین ذوب، تمرکز ناخالصیها (3) تجزیه بلور و جمع شدن ذرات آن دور مرکز یا خطوط شکست